به گزارش رخداد روز ،پیشه شغلی که از پدر به فرزند انتقال مییافت، برای شروع نوشتن زندگینامه من کافی است. وقتی پدری در شغل اداری مشغول فعالیت باشد، بدون شک فرزند نیز راه او را دنبال خواهد کرد؛ شاید در همان شغل پدری نباشد، ولی بیتردید شبیه آن شغل را برای رزق و روزی خود انتخاب خواهد کرد.
من متولد سال ۱۳۶۲ در خانوادهای مذهبی و فرهنگی چشم به جهان گشودم. خانواده ما پرجمعیت بود و این همان شروع تربیتیافته یک جامعه بزرگ با اندیشههای متفاوت است. پدرم معلم بازنشستهای است که حاصل فعالیت او بیش از ۱۲۰۰ نفر از جمعیت سرعین امروز شاگرد ایشان بودهاند و هنوز هم به نیکی از او یاد میکنند. در مکتب این عزیز، یاد گرفتن خود توفیق عظیمی است که شاید نصیب کمتر کسی شود.

دوران ابتدایی و راهنمایی را در سرعین و مقطع متوسطه را در اردبیل و رشته حسابداری تحصیل نمودم. بعد از گرفتن دیپلم، باز هم به فکر گرفتن یک دیپلم دیگر در رشته مورد علاقهام، هنر، افتادم و پس از آن به خدمت سربازی رفتم. دوران مقدس سربازی من در بوشهر و در دادگستری بوشهر بود. تجربه کار با کامپیوتر، حضور در مخابرات و مقطعی کار در اداره کل کار و امور اجتماعی باعث شد تا ۱۴ ماه توفیق خدمت در دفتر رئیس کل دادگستری استان بوشهر داشته باشم. این شروعی بود برای کسب تجربه و پختگی؛ کار سخت و مهمی که جزو خاطرات خوب و دوران یادگیری مؤثر و حساس زندگی من شد.
آن روزها فاصله ۳۴ ساعت دوری از وطن انسان را پختهتر میکند. یاد میگیری که روی پای خود بایستی و مقابل سختیهای زندگی در کنار گرمای عجیب و غریب جنوب مقاومت کنی و نزدیک به یک انسان کامل شوی. این دقیقاً حضور در دوران خدمت سربازی بود.
بعد از اینکه به شهرم سرعین آمدم، خیلی سریع تمام آن تجربههای میدانی را بدون معطلی در رسته چاپ و عکس آورده و مشغول شدم. بدون هیچ دورهای، به اذعان مردم عزیز سرعین و مشتریان، نمره حداقلی قبولی را دریافت کردم. بعدها چون علاقه زیادی به رسانه داشتم، بدون هیچ معطلی و بعد از پیشنهاد فرماندار سابق، شدم اولین خبرنگار صداوسیما بومی شهر سرعین. باور نمیکردم چقدر میتواند شغل سختی باشد.
اگر از من بپرسی خبرنگاری را تعریف کنم، میتوانم بگویم که سختترین شغل جهان است؛ سختتر از معدنکاری. چون هر چه کار کنی و فعالیت انجام دهی، بدون شک هیچکس از تو راضی نمیشود، حتی زمانی که حس کنی موفقترین عمل دنیا را انجام دادهای. رهبر کبیر انقلاب اسلامی صداوسیما را در یک جمله کاملترین تعریف کرده است: «صداوسیما دانشگاه است». آری، صداوسیما جایی است که هر روز و هر ساعت یاد میگیری چه کنی، چگونه قدم برداری، چه کار کنی که دیگران تغییر کنند، برای آینده برنامه بنویسی، مشکلات را بفهمی، با چالشهای زندگی روبهرو شوی و بعضی مواقع نیز ببینی که نمیتوانی حتی تغییر دهی.
سه بار از سختی کار رسانه و نبود پررویی که اولین شرط این شغل است فرار کردم، ولی باز هم شرایط به گونهای شد که بالاخره عاشق این شغل شدم. کسی که اهل جنگ با مشکلات باشد، بدون شک خبرنگار میشود. اولین شرط موفقیت در خبرنگاری تلاش برای رشد است؛ برای پیدا کردن درگیری در مقابل نفراتی که شاید علیه تو باشند و حتی دشمن فرضی دیگران شوی.
کسب موفقیتها روحیه میآفریند. فکر کن باعث شوی شهر رشد کند، گردشگر بیاید و ثروت مردم و شهرت زیاد شود. آری، تبدیل شوی به نام شهرت، روستاها را معرفی کنی و سرمایهگذار بیاید و آنجا را تبدیل کنی به مرکز اصلی گردشگری. به عنوان وکیل مدافع شهروندان آن شهر باشی و همه جا حضور داشته باشی. این موارد عشق میآفریند.

چیزی که خیلی برای من جالب است و فراموش نمیکنم اینکه شاید باور نکنید هشت سال عمر من چنان سریع گذشته که حتی نمیدانم چه شد. تنها چیزی که از آن هشت سال مانده، آرشیو بیش از هشت هزار فیلم و کلیپ است که هر روز درگیر درست کردن آن بودم. نوشتن خبر قلم من را تقویت کرده؛ به طوری که وقتی گوشی به جای قلم به دست میگیرم، شاید باور نکنید برای موضوعی بیش از ده صفحه بدون توقف مینویسم. همین تلاشها افتخار نوشتن چهار کتاب را برای من فراهم کرده که دو کتاب آن آماده چاپ است.
از مزایای حضور به عنوان خبرنگار صداوسیما در شهرستان، آگاهی میدانی از همه ظرفیتها و چالشهای شهری و شهرستانی است. شاید به طور میانگین بیش از پنجاه بار برای هر روستای شهرستان به صورت میدانی رفته و از نزدیک با مشکلات آنها آشنا شدهام. توفیق کار با شش فرماندار شهرستان، بیش از سیصد مدیر شهرستانی و بالای پانصد مدیر استانی را داشتهام. این یعنی کسب تجربه از نزدیک با هر آنچه که تصمیم گرفته یا نگرفتهاند.
حضور در جلسات متعدد کشوری، استانی و شهرستانی یک کلاس درس است که شاید کمتر کسی این توفیق را کسب کند. دلسوزی و پایدار ماندن به اصول خبرنگاری شاید اجازه نمیدهد مقابل خواستههای شخصی بایستی و حقی که باید بگیری را کنار بگذاری.
امروز کسب تجربه در این حوزه ناخواسته من را وارد گود فعالیتهای فرهنگی کرده است. پیدا کردن افراد توانمند بخش فرهنگی و در کنار آنها ماندن، لذتبخشترین کار دنیاست.
الان اگر می گویم تجارب روزهای یادگیری باعث شده با افتخار عناوین نویسندگی ،ناشر،گویندگی،مجری گری،گزارشگری و طراحی و تهیه کنندگی را یدک میکشم مثال کسی است که به دنبال تجارت بوده و امروز با تجارت موفق است بنده نیز تجارب باعث شده تا در بخش های هنری این عناوین را در حداقل ترین ها کسب نمایم بدون شک هیچوقت استاد نمی شوم ولی شاگرد خوبی که هستم .
امروز انتشارات قرن جدید ،ماهنامه وفاق اردبیل و پایگاه خبری رخداد روز را با حضور عزیزانی که علاقه مند به این رشته ها هستند را در کنار هم داریم کارها را پیش می بریم .
احساس میکنم زیاد نوشتهام، ولی بیایید باور کنیم که حرفهها محل آموزش هستند و فرد باید از این فرصتها بهترین بهره را ببرد. خاطرات تلخ و شیرینی که سالها قبل با همکار عزیزم به گفتگو نشستهام، همچنان در ذهنم زندهاند.
از اینکه باعث تلف شدن اوقات شما شدهام، عذرخواهی میکنم. 🙏
برای اینکه از همکاران خودم نیز برای تکمیل این یادداشت زندگینامه خودم بهره ببرم ادامه این یادداشت از زبان همکاران رسانه ای بنده بخوانید :
«وقتی مدیرکل دستیار خبرنگار میشود»
خبرنگاران آزاد صداوسیما همیشه در ثبت و ضبط اخبار با مشکل نبود همکار مواجه هستند؛ تا جایی که حتی مدیران کل نیز به عنوان فیلمبردار نقش دستیار را ایفا کردهاند.
به مناسبت روز خبرنگار، پایگاه خبری «چشمهلر» سراغ نخستین خبرنگار بومی شهرستان سرعین در حوزه صداوسیما رفت.
امین مولاخواه، فرزند غلامحسین مولاخواه ـ نخستین آموزگار بازنشسته فرهنگی شهرستان سرعین ـ و نخستین لیسانس این شهرستان، متولد سال ۱۳۶۲ در سرعین است. او دیپلم هنر را از دبیرستان استاد شهریار و کاردانی حسابداری را از دانشگاه آزاد واحد سرعین دریافت کرده است.
وی با توجه به علاقه وافر به حوزه سینما و مسائل فرهنگی و اجتماعی، و بنا به پیشنهاد فرماندار وقت شهرستان، کاظم دبیر، پس از تجربههای اجرایی در حوزه عکاسی و فعالیت با کامپیوتر و اینترنت، خدمترسانی در جبهه اطلاعرسانی را پذیرفت و پس از طی مراحل اداری در صداوسیمای مرکز سبلان، به عنوان نخستین خبرنگار آزاد بومی شهرستان سرعین در واحد مرکزی خبر فعالیت خود را آغاز کرد.
مولاخواه از دستاوردهای هنری خود به کسب مقام اولی ششمین دوره مسابقات «تجلی حضور» در سال ۱۳۹۰ اشاره میکند و آن را مهمترین موفقیت پیش از ورود به عرصه خبرنگاری میداند. او از سال ۱۳۹۰ تاکنون بیش از ۲۰۰۰ خبر تصویری و گزارش تهیه کرده که در شبکههای مختلف صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است.
وی شیرینترین خاطره دوران خبرنگاری را ثبت بارش نخستین برف بهاری در اردیبهشت ۱۳۹۲ میداند؛ زمانی که به دلیل نبود فیلمبردار حرفهای، حتی مدیرکل روابط عمومی استانداری دولت قبل به عنوان فیلمبردار دستیار او ایفای نقش کرد. اما در تدوین نهایی، تنها پشتصحنه خندهدار باقی مانده بود و پلاتوی اصلی از دست رفت.
تلخترین خاطره او، گزارشهای بینتیجه از پروژههای نیمهتمام مانند آبدرمانی طلایهداران است که به دلیل عدم پیگیری مسئولان همچنان بلاتکلیف ماندهاند.
مولاخواه خبرنگاران آزاد را «خیرین فرهنگی» هر شهر میداند؛ کسانی که با وجود فعالیت شبانهروزی، کمترین حقوق را دریافت میکنند و حتی از بیمه تأمین اجتماعی محروماند. او تأکید میکند که هر خبرنگار آزاد کار پنج نفر را انجام میدهد و تنها چیزی که خستگی را از تن بیرون میکند، خدمت به شهر و به نتیجه رسیدن گزارشی است که از کاستیهای موجود تهیه شده است.
وی در پایان یادآور شد: «بهترین مسئول کسی است که جایگاه خود را بشناسد و خدمت به مردم را سبک نشمارد. امیدوارم همه مسئولان در هر جایگاهی، خدمت به خلق و پیشرفت شهر را سرلوحه کار خود قرار دهند.»

- نویسنده : رخدادروز
- منبع خبر : خبرگزاری رخداد روز



















































علی دادخواه
تاریخ : ۲۱ - آذر - ۱۴۰۴عالی بود ، افتخار شهرمون
هتلدار
تاریخ : ۲۵ - فروردین - ۱۴۰۵این بار دیگه نوبت تو هست ولی مثل بقیه نری به فکر خودت باشی ،ما بهت حتما رای میدیم
حسینی
تاریخ : ۳ - اردیبهشت - ۱۴۰۵انشالله موفق باشی امسال از روی امتحانم که بشه مردم بهت رای میدن راحت باش