سعید لیلاز از مدافع ظریف به منتقد دیپلماسی روحانی
سعید لیلاز از مدافع ظریف به منتقد دیپلماسی روحانی
سعید لیلاز؛ از منتقد داخلی به «شاهد عینی کشست دیپلماسی روحانی و ظریف»

به گزارش رخداد روز،پایان یک دوره و آغاز فصلی خونین سعید لیلاز، چهره‌ای که پیش‌تر به عنوان منتقد داخلی و تحلیل‌گر اقتصادی شناخته می‌شد، پس از وقایع تلخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، هویت سیاسی خود را به طور بنیادین دگرگون کرده است. او دیگر تنها یک «نقدکننده عملکرد دولت» نیست، بلکه به نمادی از «حقیقتی فاش‌نشده» تبدیل شده است؛ حقیقتی که سال‌ها در لایه‌های پنهان دیپلماسی پنهان بود و سرانجام در کالبد تخریب‌شده‌ی مدرسه میناب و آتش‌سوزی پایتخت آشکار گشت. تغییر فاز لیلاز از «روزنامه‌نگار اقتصادی» به «شاکیِ دیپلماسی شکست‌خورده»، محور اصلی تحلیل جدید اوست.

۱. کشف پشت‌پرده‌ی نیویورک: تأیید فاجعه‌بارِ فریب

نقطه عطف فکری لیلاز، افشای جزئیات نشست محرمانه با شهید علی لاریجانی در مهرماه ۱۴۰۴ است. لیلاز اکنون ادعای خود مبنی بر اینکه «دیپلماسی روحانی/ظریف تنها یک شکست تاکتیکی نبود، بلکه یک فریب استراتژیک بزرگ بود» را با شواهد جدید تقویت می‌کند.

  • تحلیل لیلاز از نوار ظریف و جلسات نیویورک: لیلاز معتقد است آن مصاحبه و فایل صوتی اردیبهشت ۱۴۰۰، آخرین تلاش دیپلماسی ایران برای ارسال «پالس صلح» به واشنگتن بود. اما آنچه از دفتر لاریجانی فاش شد، نشان می‌داد که آمریکا نه تنها به این سیگنال‌ها پاسخ نداد، بلکه با درخواست‌های مکرر برای «امتیاز بیشتر»، ایران را در دام فرسایشی وارد کرد تا زمانی که در ۹ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که ایران خالی از سلاح دیپلماتیک و غافل از حمله هوایی بود، ضربه نهایی را بزند.
  •  لیلاز اکنون استدلال می‌کند که «بی‌اعتنایی آمریکا به سیگنال‌های نمادین روحانی، مقدمه‌ای برای نابودی کامل ساختار بود».
  • او معتقد است اگر آن روزها ایران به جای تکیه بر وعده‌های توخالی غرب، بر بازدارندگی واقعی تمرکز می‌کرد، شاید از کشتار ۱۶۵ دانش‌آموز در میناب و شهادت رهبری و دیگر مقامات در امان می‌ماند.

۲. مقایسه تاریخی: از فروپاشی شوروی تا محاصره دوگانه

لیلاز در تحلیل جدید خود، تشابه‌های خطرناکی میان ناکارآمدی دولت‌های پیشین/جاری و فروپاشی شوروی، و همچنین وضعیت کنونی ایران پس از جنگ ۲۰۲۴-۱۴۰۴ ترسیم می‌کند:

  • محاصره دوگانه و پایان امید: لیلاز وضعیت فعلی ایران را که در آن نیروی دریایی آمریکا خلیج فارس را محاصره کرده و ایران نیز تنگه را بسته، نتیجه‌ی مستقیم «شکست دیپلماسی» می‌داند.
  • او می‌گوید: «ما نه به خاطر ضعف نظامی، بلکه به خاطر توهم دیپلماتیک، در چنگال محاصره دوگانه گرفتار شدیم.
  • ترامپ با اعلام محاصره نامحدود و توقیف کشتی‌ها، ثابت کرد که مذاکره با کسی که قصد نابودی «تمدن» شما را دارد، خودکشی سیاسی است.»

۳. نقد ائتلاف‌های منطقه‌ای و شکست بازدارندگی

لیلاز در تحلیل جدید خود، به نقش نیروهای هم‌پیمان و واکنش‌های منطقه‌ای نیز می‌پردازد:

  • جنگ ۲۰۲۶ لبنان و هزینه‌های سنگین: او گسترش درگیری به لبنان (با کشته شدن بیش از ۲۰۰۰ نفر) و حمله پهپادی به پایگاه بریتانیا در آکراتاری را نشان‌دهنده‌ی این می‌داند که ایران سعی کرد با «پراکندگی میدان جنگ» از تمرکز آمریکا بر خود بکاهد، اما این استراتژی نیز به دلیل عدم هماهنگی دقیق و فشار اقتصادی عظیم (۱۲۰ میلیارد دلار هزینه برای کشورهای عربی و ۱۸ میلیارد دلار برای آمریکا) به بن‌بست خورد.
  • شکست در بازگرداندن آبرو: لیلاز معتقد است با وجود پاسخ موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا، این پاسخ‌ها نتوانستند «هزینه سیاسی» حملات ۹ اسفند را برای آمریکا ایجاد کنند. ترامپ با بی‌تفاوتی نسبت به تلفات غیرنظامی و ادامه محاصره، نشان داد که دیپلماسی ایران در سطح منطقه‌ای نیز ناکارآمد بوده است.

۴. نظریه جدید لیلاز: «دیپلماسیِ غفلت‌زدایی»

سعید لیلاز اکنون نظریه‌ای جدید با عنوان «دیپلماسیِ غفلت‌زدایی» یا «Realpolitikِ دردناک» را مطرح می‌کند:

  1. رد توهم تعامل: او صراحتاً اعلام می‌کند که هیچ حاکمی نمی‌تواند با دادن امتیاز (مانند آنچه در نیویورک اتفاق افتاد)، خواسته‌ی آمریکا برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران را متوقف کند.
  2. هشدار به آینده: لیلاز اکنون هشدار می‌دهد که اگر ایران بخواهد از این بحران خارج شود، باید دیپلماسی را نه بر اساس «امید به تغییر رفتار آمریکا»، بلکه بر اساس «تغییر واقعیت‌های میدانی» (حتی در شرایط محاصره) استوار کند.
  3. مسئولیت‌پذیری تاریخی: او با اشاره به شهادت رهبری و قربانیان غیرنظامی، دولت‌های قبل و حتی ساختارهای امنیتی آن دوران را به «غفلت از سیگنال‌های خطر» متهم می‌کند. به باور او، «آیت‌الله خامنه‌ای اگر ایران را دودستی می‌دادند، شاید زنده می‌ماندند، اما ایران از بین می‌رفت؛ استراتژی ما اشتباه نبود، اما اجرای آن با توهمِ «واکنش نمادین آمریکا» همراه بود که منجر به فاجعه شد.»

معرفی کلی:
سعید لیلاز مهرآبادی، معروف به سعید لیلاز، اقتصاددان، تحلیلگر سیاسی و روزنامه‌نگار ایرانی است. او علاوه بر فعالیت‌های رسانه‌ای، سابقه تدریس در دانشگاه شهید بهشتی و مدیریت در بخش خصوصی (خودروسازی) را نیز در کارنامه خود دارد. لیلاز به دلیل دیدگاه‌های انتقادی، حضور در انتخابات ۱۳۸۸ و انتشار فایل صوتی مصاحبه‌اش با محمدجواد ظریف، یکی از چهره‌های شناخته‌شده و گاهی جنجالی فضای سیاسی و اقتصادی ایران است.

۱. تحصیلات و پیشینه شغلی

  • تحصیلات و تخصص: لیلاز دارای تخصص در حوزه اقتصاد و تحلیل‌های اقتصادی است.
  • فعالیت آکادمیک: وی استاد مدعو گروه تاریخ در دانشگاه شهید بهشتی بوده است.
  • روزنامه‌نگاری:
    • فعالیت حرفه‌ای او از سال ۱۳۶۶ (در سن ۲۴ سالگی) با رفتن به روزنامه اطلاعات آغاز شد.
    • او سردبیر روزنامه توقیف‌شده «سرمایه» بود.
    • پدر او نیز پیش از انقلاب ۵۷ در رسانه‌هایی مانند «روزنامه آتش» فعالیت می‌کرد.
  • بخش خصوصی:
    • قائم‌مقام ایران خودرو دیزل.
    • مدیرعامل شرکت سبلان خودرو مایوان (تولید و بازسازی اتوبوس و مینی‌بوس).

۲. ماجرای زندان و پرونده کودتای مخملی

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی سیاسی سعید لیلاز، بازداشت پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ است:

  • بازداشت: او در هفته اول پس از انتخابات بازداشت شد.
  • اتهامات: فعالیت تبلیغی علیه نظام، نگهداری اسناد طبقه‌بندی شده، ارتباط با بیگانگان، توهین به مسئولان و شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد.
  • حکم اولیه: محکومیت به ۹ سال زندان در دادگاه بدوی.
  • حکم نهایی: کاهش حبس به ۶ سال در دادگاه تجدیدنظر. همچنین به دلیل مقالات اقتصادی دهه ۸۰ و توهین به مسئولان، مجموعاً به چندین سال حبس و شلاق محکوم شد.
  • آزادی: اجرای حکم حبس او در تیرماه ۱۳۹۲ متوقف شد و آزاد گردید.

ارتقای دیپلماسی عمومی ایران و اندونزی با توسعه گردشگری

  • نویسنده : رخداد روز
  • منبع خبر : رخداد روز