به گزارش رخداد روز ، در شرایطی که کشور با تهدیدات امنیتی (جنگ یا بحران مشابه) روبروست، تأکید بیشازحد و قاطعانه مقامات بر برگزاری انتخابات، نه تنها نشانهی آمادگی نیست، بلکه اغلب نشانهی ترس از واکنش منفی جامعه در صورت لغو آن است.
منطق حکم میکند که در زمان جنگ، اولویت مطلق «امنیت جان مردم» و «تمرکز نیروها» باشد. برگزاری انتخاباتی که شامل میلیونها رایگیرنده، هزاران ناظر و کاندیدا میشود، عملاً یعنی دستگاه اجرایی کشور باید در اوج بحران، منابع حیاتی خود را برای یک مراسم سیاسی پخش کند.
اگر قرار بود انتخابات برگزار شود، چرا هنوز لایحهای برای «تعویق» وجود دارد؟ خبرها از استان ها این را نشان میدهد که در سطح میدانی، احتمال لغو بسیار بالاست، اما تصمیمگیرندگان ارشد هنوز نمیخواهند مسئولیت لغو را بپذیرند، بنابراین سعی میکنند با «ادعای برگزاری»، افکار عمومی را آرام نگه دارند.
تغییر از «تمام الکترونیکی» به «نیمه الکترونیکی» یک حرکت هوشمندانه نیست؛ بلکه اعتراف ضمنی به ناتوانی در اجرای کامل برنامه است.
سیستم الکترونیکی کامل نیازمند زیرساختهای پایدار و امنیت سایبری بالا دارد. در زمان جنگ، این زیرساختها آسیبپذیرترین نقطه هستند. تغییر به روش نیمهالکترونیکی (که شبیه انتخاباتهای قدیمی است) یعنی: ما نمیتوانیم تضمین دهیم که سیستم کار میکند، پس برگشتیم به روشهای سنتی، اما حتی این روش هم در شرایط جنگی (خطر حملات، قطعی برق، اختلال در اینترنت) غیرقابل اجراست. این تغییر، فقط یک پوشش برای عدم قطعیت است.
وقتی سخنگوی ستاد انتخابات با عجله و قاطعیت اعلام میکند «لایحهای وجود ندارد» و «همه چیز طبق برنامه است»، در حالی که اخبار متضاد از استانها میآید، این یعنی سیستم مدیریت بحران دچار سردرگمی شده است.
آنها نمیدانند دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد، اما نمیخواهند بگویند “نمیدانیم”. بنابراین با صدای بلند اعلام میکنند که همه چیز تحت کنترل است. این نوع رفتار معمولاً زمانی رخ میدهد که سناریوی واقعی، لغو یا تعلیق طولانیمدت است، اما هنوز زمان مناسب برای اعلام رسمی آن فرا نرسیده است.
اگرچه برگزاری انتخابات در زمان جنگ هزینه امنیتی بالایی دارد، اما لغو آن هزینه سیاسی سنگینتری دارد .
احتمالاً تصمیمگیرندگان در حال بازی با آتش هستند. آنها میخواهند انتخابات را برگزار کنند تا بگویند «ما دموکراسی داریم»، اما میترسند که اگر اتفاق خاصی بیفتد شرایط را بد جلوه می دهد.
به نظر میرسد انتخابات برگزار نخواهد شد، یا اینکه با تأخیرهای طولانی و با حضور محدود برگزار میشود که عملاً ماهیت انتخابات را از بین میبرد. ادعای «برگزاری ۱۱ اردیبهشت» بیشتر شبیه یک «تصمیم روی کاغذ» است که در عمل به دلیل فشارهای امنیتی و لجستیکی، هر لحظه ممکن است خنثی شود.
پیشبینی ما این است یا انتخابات به تعویق طولانی میافتد (بعد از پایان جنگ)، یا با مشارکت بسیار پایین و در شرایطی برگزار میشود که عملاً نتایج آن مورد شک و تردید قرار میگیرد. به جای اعتماد به اعلامیههای رسمی که سعی در آرام کردن افکار عمومی دارند، باید به شرایط میدانی و منطق امنیتی توجه کرد.
در منطق جنگ، «توقف فعالیتهای غیرضروری» اصل اول است وانتخابات قطعاً یکی از همین فعالیتهاست.
- نویسنده : رخداد روز
- منبع خبر : رخداد روز

















































